نظارت و پایش

surveillance_01

نظارت اغلب نقطه‌ی آغاز است

نظارت اغلب نخستین لایه‌ی سرکوب است.

برای بسیاری از نویسندگان، کارشان فقط خوانده نمی‌شود — بلکه زیر نظر گرفته می‌شود. فعالیت آنلاین، ارتباطات، دوستی‌ها، سفرها، دیدارها و شبکه‌های آنان ممکن است در طول زمان رصد شود. از این طریق، تصویری دقیق ساخته می‌شود از این‌که چه می‌نویسند، با چه کسانی صحبت می‌کنند، چگونه کار می‌کنند، و فشار را از کجا می‌توان وارد کرد.

اما نظارت امری منفعل نیست. صرفاً جمع‌آوری اطلاعات نیست. روشی برای کنترل است.

وقتی افراد بدانند، یا حتی فقط گمان کنند، که زیر نظر هستند، رفتارشان تغییر می‌کند. ممکن است از به‌کار بردن بعضی واژه‌ها خودداری کنند، از گفت‌وگوها کنار بکشند، دیگر در رویدادها شرکت نکنند، یا از این بترسند که دیگران را در معرض خطر قرار دهند. نظارت، ترس، احتیاط و بی‌اعتمادی ایجاد می‌کند. می‌تواند باعث شود نویسندگان احساس کنند خطر فقط از سوی دولت نمی‌آید، بلکه از فضاها و روابط اطرافشان نیز برمی‌خیزد.

در برخی کشورها، این نظارت نظام‌مند است و در خود زیرساخت‌ها تعبیه شده است. ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی ممکن است تحت کنترل دولت باشند یا به‌شدت از سوی دولت رصد شوند. پلتفرم‌هایی که برای ارتباط و زندگی روزمره استفاده می‌شوند، می‌توانند به‌گونه‌ای طراحی شوند که دسترسی به پیام‌ها، مخاطبان، سوابق تماس، داده‌های مکانی و فعالیت کاربران را ممکن کنند.

در چین، پلتفرم‌های پرکاربردی مانند وی‌چت — همراه با «اپلیکیشن‌های همه‌کاره» نوظهور که پیام‌رسانی، پرداخت، خدمات و هویت را با هم ترکیب می‌کنند — محیط‌هایی ایجاد می‌کنند که در آن ارتباطات، فعالیت مالی و تعامل اجتماعی به‌هم پیوند می‌خورند و رصد آن‌ها آسان‌تر می‌شود. در ایران، اینترنتی به‌شدت فیلترشده و سامانه‌های پیچیده‌ی مسدودسازی، دسترسی به پلتفرم‌های جهانی را محدود می‌کنند و کاربران را به سوی سیستم‌هایی سوق می‌دهند که مشاهده و کنترل آن‌ها آسان‌تر است.

ایران همچنین به سوی نظامی حرکت کرده است که در آن وی‌پی‌ان‌های غیرمجاز ممنوع یا مختل می‌شوند، در حالی که شکل‌هایی از دسترسیِ دارای مجوز یا مورد تأیید دولت ممکن است برای برخی کاربران منتخب مجاز باشد. این وضعیت وارونگی خطرناکی ایجاد می‌کند: ابزارهایی که ظاهراً دسترسی به اینترنت آزاد را فراهم می‌کنند، ممکن است هم‌زمان کاربران را قابل‌شناسایی‌تر و نظارت بر آنان را آسان‌تر کنند. حتی جایی که HTTPS محتوای یک اتصال را محافظت می‌کند، داده‌های پیرامونی — این‌که چه کسی، چه زمانی، از کجا و به کدام خدمات متصل می‌شود — همچنان می‌تواند افشاگر باشد.

این نوع نظارت ممکن است فنی به نظر برسد، اما اغلب به فشارهای کاملاً معمول انسانی وابسته است. افراد ممکن است وادار یا تحت فشار قرار گیرند که درباره‌ی دیگران گزارش دهند، پیام‌های گروه‌های خصوصی اجتماعی را به اشتراک بگذارند، مشخص کنند چه کسی در یک جلسه حضور داشته، یا اطلاعاتی درباره‌ی این‌که فردی با چه کسانی صحبت می‌کند منتقل کنند. به این ترتیب، نظارت فقط از بیرون بر جامعه اعمال نمی‌شود. می‌تواند وارد خودِ جامعه شود و اعتماد را از درون تخریب کند.

فراتر از مرزها

ترک چنین محیط‌هایی همیشه به معنای پایان نظارت نیست.

نویسندگان در تبعید ممکن است همچنان هدف نظارت دیجیتالی فرامرزی قرار گیرند. در برخی موارد، این شامل ابزارهای پیشرفته‌ی جاسوسی است که می‌توانند از راه دور به پیام‌ها، فایل‌ها، میکروفون‌ها، دوربین‌ها و دستگاه‌ها دسترسی پیدا کنند — همان‌گونه که در پرونده‌های مستند مربوط به ابزارهایی مانند پگاسوس دیده شده است.

در موارد دیگر، روش‌ها کمتر پیچیده‌اند، اما همچنان مؤثرند. نرم‌افزارهای جاسوسی می‌توانند از طریق مهندسی اجتماعی نصب شوند، اغلب با سوءاستفاده از اعتماد. پیوندی ممکن است از سوی کسی فرستاده شود که آشنا به نظر می‌رسد. دستگاهی ممکن است به دست کسی درون یک جامعه سپرده شود. حسابی هک‌شده یا در اختیار گرفته‌شده ممکن است برای نزدیک شدن به دیگران استفاده شود. پس از نصب، این ابزارها می‌توانند دسترسی مداوم به ارتباطات، داده‌های شخصی و شبکه‌ها فراهم کنند.

نظارت همچنین می‌تواند از طریق خودِ جوامع دیاسپورا انجام شود. پیام‌های گروه‌های خصوصی ممکن است کپی و منتشر شوند. عکس‌های رویدادها می‌توانند برای شناسایی شرکت‌کنندگان استفاده شوند. افراد ممکن است گزارش دهند چه کسی در جلسه‌ای حضور داشته، چه کسی با چه کسی صحبت کرده، یا چه کسی در فعالیت‌های سیاسی، ادبی یا حقوق بشری فعال شده است. این کار به فناوری پیشرفته نیاز ندارد. تنها به ترس، اجبار، وفاداری، پول، یا فشار بر اعضای خانواده در کشور مبدأ نیاز دارد.

حتی ارتباط معمول با خانواده نیز می‌تواند بخشی از این سیستم شود. تماس‌های تلفنی، اپلیکیشن‌های پیام‌رسان و پلتفرم‌هایی که برای حفظ ارتباط با خویشاوندان درون دولت‌های سرکوبگر استفاده می‌شوند، ممکن است تحت نظارت باشند یا به‌گونه‌ای طراحی شده باشند که نظارت را آسان‌تر کنند. برای نویسندگان در تبعید، این مسئله یک دوراهی دردناک ایجاد می‌کند: نیاز به حفظ ارتباط با خانواده می‌تواند هم‌زمان آنان را در معرض نظارت، فشار یا باج‌گیری عاطفی قرار دهد.

در عین حال، فضاهای باز دیجیتال نیز می‌توانند برای نظارت استفاده شوند. شبکه‌های اجتماعی، پروفایل‌های عمومی، صفحه‌های رویدادها، آرشیوهای آنلاین و بخش‌های نظرات می‌توانند به‌طور نظام‌مند جمع‌آوری و تحلیل شوند تا شبکه‌ها نقشه‌برداری شوند، فعالیت‌ها دنبال شوند، روابط شناسایی شوند و فرصت‌هایی برای ارعاب یا فشار پیدا شود.

پیامدها

نظارت، در این معنا، یک عمل منفرد نیست، بلکه وضعیتی مداوم است.

رفتار را در طول زمان شکل می‌دهد. بر این‌که چه چیزی نوشته می‌شود، چگونه به اشتراک گذاشته می‌شود، به چه کسانی اعتماد می‌شود، و چه چیزی قابل گفتن به نظر می‌رسد تأثیر می‌گذارد. می‌تواند ارتباط معمولی را به منبع اضطراب تبدیل کند. می‌تواند افراد را نه فقط برای خودشان، بلکه برای خانواده، دوستان، مترجمان، ناشران، همکاران و خوانندگانشان نیز نگران کند.

به همین دلیل، نظارت باید به‌خودی‌خود به‌عنوان شکلی از سرکوب فهمیده شود. لازم نیست به بازداشت، خشونت یا پیگرد قضایی منجر شود تا مؤثر باشد. قدرت آن در انتظار و پیش‌بینی نهفته است: ترس از این‌که چیزی که امروز گفته می‌شود، فردا علیه فرد استفاده شود.

برای نویسندگان، این می‌تواند سکوت را مدت‌ها پیش از ظاهر شدن سانسورچی ایجاد کند. می‌تواند تبعید را ناامن جلوه دهد، جوامع را تکه‌تکه کند، و انسان‌ها را وادار کند عادت‌های سرکوب را با خود به فضاهایی بیاورند که قرار بوده آزاد باشند.